تبليغاتX
آموزش راهنمايي و هدايت تحصيلي

آموزش راهنمايي و هدايت تحصيلي
مهدی ابراهیمی صیقلان+شاهرخ خسروانی+ ایوب رضائي+ مظاهر بابائی سیاهکلرودی  
قالب وبلاگ

تا حالا شده یک فرم بهتون بدن برای پر کردن مشخصاتتون، شما نام و نام خانوادگی تون رو به

 

 ترتیب می نویسید بعد می بینید اشتباه کردید اول باید نام خانوادگی تون رو می نوشتید بعد نام رو؟

 

 چه حالی به شما دست داده؟

 

راستی علت چیه؟ بر اساس عادت بوده یا شما کمی کم توجه هستید؟

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:51 ] [ همکاران ]


هر معلولی را علتی است که باید علت را در یابیم.

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:48 ] [ همکاران ]

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود.......

گاهی نمیشود .. نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشوند................

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 21:40 ] [ همکاران ]

چه تو زنده باشی چه نباشی


فردا خورشید دوباره طلوع می کنه


پس بمان و از سهم خورشیدت استفاده کن

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 7:4 ] [ همکاران ]

مخلوط سیر و لیمو، گرفتگی رگ ها را برطرف می کند


اگر دچار گرفتگی رگ های قلبی شده اید، نیازی به عمل قلب باز ندارید، زیرا گرفتگی رگ ها پس از این، شما

 را آزار نخواهد داد. فقط کافی است، روزی نصف استکان (معادل 30 سی سی) از این نوشیدنی غلیظ و طبیعی

 را میل نمایید تا مشکل تان به کلی برطرف گردد.

 

افرادی که مشکل چربی خون بالا دارند و میزان کلسترول بد (LDL) در آنها بالاست و رگ های بدن آنها در

 اثر رسوب چربی ها دچار گرفتگی شده است ، پس از مصرف این محلول می توانند شب ها بدون پریشانی

 خاطر،خو اب راحت و آسوده ای داشته باشند.

 

همچنین مصرف این محلول، برای کسانی که سایش دندان (دندان قروچه) و یا جرم دندان دارند، مفید است.

 

طرز تهیه:

30 عدد حبه ی سیر را پوست بگیرید و همراه با 5 عدد لیمو ترش (شیرازی) با پوست که قبلا هسته های آنها

 را گرفته اید، در هم زن (میکسر) بریزید. پس از آن که همه ی محتویات در میکسر له شد، با یک لیتر آب

 مخلوط نموده و بجوشانید (نکته ی مهم: فقط و فقط، یک بار جوش بخورد.

پس از سرد شدن، آن را از صافی رد نمایید و محتویات را داخل یک شیشه بریزید و در یخچال نگهداری کنید.

 

طرز مصرف:

روزانه نصف استکان از این نوشیدنی (به اختیار خودتان قبل یا بعد از غذاهای اصلی) را میل نمایید. پس از

 گذشت سه هفته ، احساس جوانی و شادابی در تمام وجودتان قابل لمس خواهد بود، زیرا تمامی گرفتگی های

 رگ های بدن و سایر عوارض آن مثل دید کم و سنگینی گوش برطرف خواهد شد.

به یاد داشته باشید، بعد از مصرف یک دوره ی سه هفته ای، باید هشت روز استراحت کرده و سپس دومین

 دوره ی مصرف سه هفته ای را شروع کنید. به این ترتیب یک تاثیر مطلوب را تجربه خواهید کرد. این دوره ی

 درمان ارزان و بی ضرر را می بایست هر ساله تکرار کنید.

البته باید گفت که با خوردن این نوشیدنی، هیچ کس بوی نامطلوب سیر را از شما احساس نخواهد کرد.

اگر مشکل قلبی دارید، بهتر است قبل از مصرف این مخلوط با پزشک خود مشورت کنید.

منبع : سایت دانشکده پزشکی دانشگاه اِرلانگن آلمان

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 8:1 ] [ همکاران ]

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد . حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت . نزديك غروب، يك مرد روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد."

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 7:11 ] [ همکاران ]


بهشت زیر پای مادران است.





www.clickkon.com

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:53 ] [ همکاران ]

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.


ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..


یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید. 


دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود. 


مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم...


و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 8:18 ] [ همکاران ]

چقدر به بچه ها الفاظ


خنگ،بی شعور،احمق،نفهم،تو هیچی نمیشی و ... گفته می شود؟

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 8:24 ] [ همکاران ]

خودشیفته ‌ها

● منفی گراها

● افرادی که همیشه در مورد دیگران قضاوت می‌کنند

● خود رای‌ها

● همیشه ناامیدها

● آنهایی که نمی‌توانند صمیمی‌ شوند

● حرمت شکن‌ها

● آنهایی که همیشه متوقع هستند

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 8:14 ] [ همکاران ]


جهت دانلود فایل پاورپوینت “ مضرات مصرف سیگار ” بر روی لینک  زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:55 ] [ همکاران ]

اراسموس:


اطمينان دارم كه


دير ياد گرفتن آن دانش كه دست يافتن به آن اهميت بسيار دارد ،


بهتر از بي بهره ماندن از آن است.

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:0 ] [ همکاران ]

به نظر شما


آیا دوره های آموزش ضمن خدمت


حضوری باشند


بهتر است


یا غیر حضوری؟


چرا؟


[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:15 ] [ همکاران ]


به نظر شما چکار کنیم دچار فرسودگی شغلی نشویم؟


منتظر نظرات سبزتان هستیم.

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:7 ] [ همکاران ]
 از مدیر موفقی پرسیدند: «راز موفقیت شما چیست؟»

گفت: «دو کلمه» است.


- آن چیست؟
- «تصمیم‌های درست»
- و شما چگونه تصمیم‌های درست گرفتید؟
- پاسخ «یک کلمه» است!

- آن چیست؟
- «تجربه»
- و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟
- پاسخ «دو کلمه» است!
- آن چیست؟
- «تصمیم‌های اشتباه»

به گفته پیتر دراکر، موفقیت مدیران در گرو استفاده از تجربیات و نصایح بزرگان مدیریت است. از دیگر سو، تصمیم‌گیری مهم‌ترین وظیفه مدیران است؛ و تلفیق استفاده از تجربیات بزرگان و تصمیم‌گیری صحیح و به‌موقع، راز موفقیت مدیران است.

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:12 ] [ همکاران ]

تکنیک های مدیریت ابزاری است که فلسفه خاص خودش را دارد و تا زمانی که یک نظام نتواند ابزار متناسب با فکر خودش را بسازد، پیاده شدن اعتقاداتش در جامعه با مشکل روبرو می شود. نخستین گام ایجاد تشکیلات متناسب با رشد انسان بر مبنای فلسفه اسلامی است تا هر کسی در جای خود قرار گیرد و تکنیکها و ابزارها را ارائه کند. اما تا زمانی که تشکیلات متناسب با رشد انسان و فلسفه اسلامی ایجاد نشود تغییرات نتیجه لازم را نخواهد داشت.

امام علی علیه السلام در نامه به اشعث بن قیس به این موضوع اشاره می کند که...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:23 ] [ همکاران ]

 

 

آنچه در توان دارید انجام دهید

 یا پا به هر رویایی كه می‌توانید بگذارید.

 جسارت و بی‌باكی دربردارنده نبوغ، قدرت و سحر است.

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:48 ] [ همکاران ]

تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد.

 انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس �معلم� ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:20 ] [ همکاران ]
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:35 ] [ همکاران ]

در سازمان اجتماعى بشر،


نیازهاى متقابل آن قدر زیاد است که


گاه سلیمانها محتاج یک پرنده می ‏شوند.

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:23 ] [ همکاران ]
 آیا برایتان پیش ‌ آمده که حرفی را هزار بار و به شکل‌های مختلف بیان کرده‌اید‌ اما هیچ گوش شنوایی از طرف فرزندتان به آن هزار حرف وجود نداشته است؟
آیا برایتان پیش ‌ آمده که حرفی را هزار بار و به شکل‌های مختلف بیان کرده‌اید‌ اما هیچ گوش شنوایی از طرف فرزندتان به آن هزار حرف وجود نداشته است؟ گاهی فکر می‌کنید فرزندتان عمدا خودش را به اصطلاح «به کری زده» تا حرفی را که به نفعش نیست نشنود. شما در این شرایط هزار بار حرفی را تکرار می‌کنید.
فریاد می‌زنید، دیوانه‌وار خودتان را به در و دیوار می‌کوبید‌ اما او خونسردانه به نشنیدن ادامه می‌دهد. باید بدانید که هیچ کدام از این رفتارها فایده ندارد. شاید چند راه‌حل ساده‌تر به شما کمک کند که بدون دیوانه شدن حرفتان را به فرزندتان بزنید.


ادامه مطلب
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:39 ] [ همکاران ]

هنگام  دست دادن رازهایی ازشخصیت نهفته است که یک روانشناس معروف به نام « یان اولت روم » قادر به کشف آن شده است .وی به دنبال تحقیقات طولانی ،به این نتیجه رسیده است که انسان ها به هفده شکل باهم دست می دهند . که هرکدام بیانگر روحیه ، حالات و شخصیت کسی است که دست می دهد .که مادراینجا به تعدادی ازآنها اشاره می کنیم :


ادامه مطلب
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 15:19 ] [ همکاران ]

زندگی سخت ساده است!
خطرکن!
وارد بازی شو!
چه چیزی از دست می دهی؟
با دست های تهی آمده ایم.
وبا دست های تهی خواهیم رفت
نه.چیزی نیست که از دست بدهیم
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند
تا سرزنده باشیم
تا ترانه ای زیبا بخوانیم
و فرصت به پایان خواهد رسید
آری.این گونه است که هر لحظه غنیمتی است!

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:45 ] [ همکاران ]


4
ساله كه بودم فكر می كردم پدرم هر كاری رو می تونه انجام بده .

5
ساله كه بودم فكر می كردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه .

6
ساله كه بودم فكر می كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8
ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه.

10
ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چیز با حالا كاملاً فرق داشت.

12
ساله كه شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه كه بچگی هاش یادش بیاد.
14
ساله كه بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله .

16
ساله كه شدم دیدم خیلی نصیحت می كنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده .

18
ساله كه شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه .

21
ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس كننده ای از رده خارجه

25
ساله كه شدم دیدم كه باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای زیادی درباره این موضوع می دونه و زیاد با این قضیه سروكار داشته .

30
ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره كرده و خیلی تجربه داره .

40
ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه كار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .


50
ساله كه شدم ... !

حاضر بودم همه چیز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم !

اما افسوس كه قدرشو ندونستم ...... خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت !

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......

هر جوری میخوای جمله رو تموم کن (                                                            )                                           

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:0 ] [ همکاران ]

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند .وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم.

ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:4 ] [ همکاران ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


1 - مهدی ابراهیمی صیقلان
2 - شاهرخ خسروانی
3 - ایوب رضائی
4 - مظاهر بابائی سیاهکلرودی